بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
راستین فرشته کوچولوی مامان و بابا
راستین فرشته کوچولوی مامان و بابا
راستین
قالب وبلاگ

برای دیدن عکس های راستین برید به ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه 30 ارديبهشت 1391 ] [ 13:44 ] [ مامانی ]

سلام گل پسرم، نفس مامان زندگی مامان اصلاً همه چیزم ، همه وجودم .......................

امروز امدم ازت تعریف کنم که چقدر مرتب و منظمی تا همه کیف کنن و من بهت افتخار

مامان جان وقتی که من میام خونه و می خوام لباسم و عوض کنم اگه لباسم و بزارم رو تخت یا زمین تا ببرم بریزم تو ماشین لباسشویی سریع ورش می داری می دی دستم که یا تنم کنم یا بزارمش رو چوب لباسی به هر حال نباید رو زمین یا تخت باشه باید جمع جور بشه

خدا نکنه لباس بشورم و بزارم رو رخت آویز از پشت سر من دونه دونه لباسرو میاری که مثلاً من تا کنم و بزارم سر جاش !!!

وقتی بازیت با اسباب بازیات تموم می شه و بهت می گم حالا ببر بزار سر جاش دونه دونه می گیری دستت و می بری مزاری تو اتاقت بعضی وقتها دقیقاً می زاری سر جاش ولی وقتی حوصله نداری یا فقط پرت می کنی تو اتاقت یا می زاری رو تخت !!!

یه روز می خواستم جارو برقی بکشم دیدم جورابات رو زمینه بهت گفتم عزیزم جوراباتو ببر تو اتاقت امدی برداشتیشون بردی تو اتاقت من بعد از چند روز به طور اتفاقی دیدم بردی جورابتو تو فاصله بین تختت و کشوی تخت جاسازش کردی مردم از خنده !!!

دیشب هم که ورداشته بودی کنترلها برده بودی رو تخت زیر بالشها جاساز کرده بودی اونم خیلی باحال بود

دوست دارم این کاراتو پسر گلم

 

[ سه شنبه 26 ارديبهشت 1391 ] [ 10:00 ] [ مامانی ]

سلام پسرم دیروز روز مادر بود، از خدا به خاطر اینکه اجازه داد حس مادر بودن رو با بهترین فرشتش تجربه کنم ممنونم و امیدوارم لیاقت این اسم رو داشته باشم با تمام ذره ذره وجودم عاشقتم و دوست دارم پسرم

 

[ يکشنبه 24 ارديبهشت 1391 ] [ 8:42 ] [ مامانی ]

پسرم الان 8 تا دندون داری چهارتا بالا چهارتا پایین

الان دیگه کاملاً همه حرفها رو می فهمی و اگه نخوای لج کنی و جلب توجه به همه حرفها خوب گوش می دی  مثلاً وقتی می گم می خوایم بریم  د  د بیابریم لباس عوض کنم می دویی می ری تو اتاقت سر ساک بیرونت و هرچی لباس باشه می کشی بیرون که لباساتو عوض کنم

جوراب، کنترل ، موبایل من، موبایل بابا ، ....... می شانسی و اصلاً توشون اشتباه نمی کنی

کلاً به به دوست داری در هر شرایطی و هر جا باشی وقتی می گم بیا مامان می خواهد به به بده با کله می دویی می یای پیشم که به به بدم

مامان .... بابا .... دد..... به به رو دقیقاً در سر جاش استفاده می کنی

گوشی تلفن بر می داری و می زاری بغل گوشت و شروع می کنی به زبون خودت حرف زدن که یک کلمشم نمی شه فهمید

تو خونه مامان فاطمه یه سبد داری که کلاً اسباب بازی ها توشه که ما بهش می گیم چهارشنبه بازار چون  همه چیز توش پیدا می شه مثل تلفن ... اسباب بازی های خودت ... کلید پریز .... یه تیکه سیم ... و هرچی که فکرشو بکونی وقتی میریم اونجا به محض اینکه می گم چهارشنبه بازارت کو می دویی تو اتاق خواب و از زیر جالباسی چهارشنبه بازارتو در میاری می ریزی وسط خونه

و .....................

دوست دارم پسره باهوش خودم

 

[ چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 ] [ 12:12 ] [ مامانی ]
مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.
[ چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 ] [ 11:48 ] [ مامانی ]

به قول لامارتین شاعر فرانسوی

تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم، محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا ...

به قول مایکل اسکوفیلد

همیشه اون تغییری باش که می خوای تو دنیا ببینی

به قول چارلی چاپلین

آموخته ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید، پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز بدست آورم

به قول حسین پناهی

این آینده، کدام بود که من بهترین روزهای همرم را حرام دیدارش کردم؟!

به قول والت ویتمن

زندگی به من آموخت

بودن با کسانی که دوسشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است

به قول ژان پل سارتر

از همه غمگین تر کسی است که از همه بیشتر می خندد

 

[ سه شنبه 19 ارديبهشت 1391 ] [ 8:52 ] [ مامانی ]

سلام پسرم                                                                    

امروز تولد منه نمی دونم خوشحالم یا ناراحت ؟!!!قهقهه گریه

همیشه تو روز تولدم از وقتی که عقلم در امده این حس رو دارم عجیبه !!!

روز جمعه خانواده بابا امدن خونمون و برای من و عمه تولد گرفتن چون عمه هم روز 16 اردیبهشت تولدشه دیگه یه سره کردن و دوتا تا تولد رو  با هم گرفتن همه چیز عالی بود دست مامان ماه پسند درد نکنه همه زحمت ها رو خودش کشید و من فقط و فقط سالاد آماده کردم بابا علی هم که برامون کیک خریده بود دستشون درد نکنه

بابا هم دیشب برام گل خرید و شام رفتیم بیرون دیشب هم خوش گذشت ممنون ازش

 

[ دوشنبه 18 ارديبهشت 1391 ] [ 9:20 ] [ مامانی ]

خواب

اون موقع ها فقط یه جا دار می کشیدی فقط از خودت صدا در می آوردی و دست و پاتو تکون می دادی

خواب

اینجا یوخوری بزرگ تر شدی و می تونستی خودت برگردی

ایستاده

اینجا می تونی روی پاهات بایستی

ایستاده

اینجا از دست من فرار می کنی که لباس تنت نکنم

ورزش

اینجا هم ما یه دقیقه امدیم ورزش کنیم که طبق معمول شما اجازه ندادی

[ چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ] [ 12:51 ] [ مامانی ]
مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.
[ شنبه 16 ارديبهشت 1391 ] [ 10:03 ] [ مامانی ]

بی شرح

[ دوشنبه 4 ارديبهشت 1391 ] [ 13:33 ] [ مامانی ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 9 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

راستین پسر عزیز منو خدای مهربون روز 9/12/89 به ما داد از خدا به خاطر این فرشته کوچولو خیلی ممنونم. پسرم این وبلاگو برات درست کردم که بدونی مامان بابا از لحظه لحظه بزرگ شدنت لذت می برن شاید وقتی بزرگ شدی واسه خودتم جالب باشه
آرشيو مطالب
امکانات وب